بزرگ فلسفهي صلح مجتبي اين است
كه صلح سبز به از مرگ سرخ و خونين است
نه جنگ كن و نه در جنگ جوي عزت را
كه كينه كفر بود هر چه جنگ ننگين است
به آيه آيهي قرآن كه آشتي جويي
مقام و برتريش از جهاد پيشين است
كريم آل علي را شناختن فرض است
حسن شناس شدن سخت سبز و شيرين است
براي درك كريمان كريم بايد بود
كه شرط شيعه و معناي سيدي اين است
از « إعدلوا هو اقرب » چقدر ما دوريم
به عشق و عفو قسم عدل، روح آيين است
به سوره سوره ي قرآن كه سبز در سبزيست
دعاست جوهر دين ، كفر لعن ونفرين است
به خير خواهي اگر خصم را به مهر آري
تو را امام، حسن باشد و صفا دين است
جواب بود به آن نوحه اي كه خوشدل گفت
وگرنه صلح همان روح دين ياسين است