تبليغاتX
عاشوراپژوهی - آثار
عاشوراپژوهی با رويكردي به تحريف شناسي تاريخ امام حسين علیه السلام
 

آثار

كتابهاي عاشورايي:

1.    سيماي كربلا، حريم حريت، چاپ دوم 1373، 237 صفحه رقعي

2.   سيماي دمشق، آستان زينب، چاپ اول 1377، 183 صفحه رقعي

3. تحريف شناسي عاشورا و تاريخ امام حسين عليه السلام ، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ اول 1383، يازده + 297 صفحه وزيري

4. شهيد فاتح در آيينه انديشه، قم: دفتر نشر معارف، 1381 شمسي (تاريخ تأليف 1377)، چاپ اول، 264 صفحه رقعي

5. مقتل الحسين عليه السلام به روايت شيخ صدوق، تهران: نشر هستي نما، 1381، چاپ اول، 367 صفحه رقعي

6. عاشورا عشقينده (مجموعه شعر و مراثي به زبان تركي آذري)، قم: انتشارات برگ شقايق، 1381، چاپ اول، 127 صفحه رقعي

7. عاشوراپژوهي با رويكردي به تحريف شناسي تاريخ امام حسين (عليه السلام)، قم: انتشارات خادم الرضا، چاپ اول 1384،  552 صفحه وزيري

 

و ديگر آثار:

1.  غديريه هاي فارسي از سده چهارم تا چهاردهم، تهران: سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد، 1379، چاپ اول، 633 صفحه وزيري

2. محدث نوري، روايت نور، چاپ اول 1372، 171 صفحه رقعي، اين اثر  به همت انتشارات انصاريان در قم به زبان اردو نيز ترجمه و منتشر شده است

3.   كميت اسدي؛ حديث حريت، چاپ اول 1373، 233 صفحه رقعي

4.   سيد حميري، سالار شاعران، چاپ اول 1373، 182 صفحه رقعي

5.   چهل حديث شعر، چاپ اول 1374، 72 صفحه جيبي

6.   سيماي سامرا، سيناي سه موسي، چاپ اول 1374، 240 صفحه رقعي

7.   آقا بزرگ تهراني، اقيانوس پژوهش، چاپ اول 1376، 144 صفحه رقعي

8.   محقق شوشتري، قاموس پژوهش، چاپ اول 1377، 144 صفحه رقعي

9.   غروي اصفهاني، نابغه نجف، چاپ اول 1377، 160 صفحه رقعي

10.       سيماي مدينه، شهر پيامبر (ص)، چاپ اول 1377، 276 صفحه رقعي

11.      چهل چراغ هدايت (علم)، چاپ اول 1377، 95 صفحه پالتويي (ترجمه و شرح 40 حديث درباره دانش)

 

مقالات عاشورايي:

1.   عرفان و آزادي در آينه عاشورا / خردنامه ويزه نامه روزنامه همشهري / چهارشنبه 6 اسفند 1382

2. بازخواني چند روايت مشهور درباره عاشورا / علوم حديث / 26

 

 

 استاد صحتی سردرودی

 

زندگينامه:

سال 1343 شمسي درسردرود تبريز زاده شدم، از هفت سالگي همراه با آموزش رسمي، قرائت قرآن، آداب و اخلاق را از دانشوران ديني سردرود و بيش از همه از محضر محمدتقي محمدي و ميرزا مجيد قنادي كه روزانه درس ترجمه قرآن داشت ياد گرفتم. سال 56 هنگام تعطيلات نوروزي به قم آمدم تا در«دارالتبليغ» اسم نويسي كرده مشغول تحصيل دروس حوزوي شوم، اما چون خرد سال بودم و سال تحصيلي هم رو به پايان بود به تبريز برگشتم تا يكي دو سال در آنجا ادامه تحصيل دهم.

در تبريز و بناب «مقدمات» و اندكي از «سطح» را پيش استادان بزرگوارم ابراهيم وثوقي و سيد مهدي مرعشي و عبدالمجيد بنابي آموختم و بيشتر از استاد سيد مهدي مرعشي بهره بردم در همان ايام تا جاييكه مي توانستم با نهج البلاغه انس و الفتي داشتم و چندين سال در برخي جلسات مذهبي آن را ترجمه و توضيح مي دادم. كم كم عاشق نهج البلاغه شدم و هميشه مي گشتم كه استادي پيدا كنم تا چنان كه بايسته است با نهج البلاغه آشنا شوم. در تبريز و بناب پيدا نكردم و با همين آرزو درسال 1369 به شهر قم هجرت كردم. اما افسوس كه در قم هم نهج البلاغه متروك و غريب است و تا حال نديده ام كه كسي آن را جدي بگيرد و تدريس كند.

در قم به هر درسي سري زدم و پس از اتمام «سطح» در محضر اساتيد بزرگوار حضرات آيات پاياني و اعتمادي، مدت سه سال از درس «اصول» آقاي مكارم شيرازي و اندكي از درس «فقه» ميرزا جواد تبريزي و ... بهره مند بودم، بيش از پنج سال در تفسير آقاي جوادي آملي و يكسال در درس استاد حسن زاده آملي كه در مسجد معصوميه كتاب «مصباح الانس» را شرح مي داد شركت جستم.

از نوجواني گاه گاهي شعر مي سرودم و هنگامي كه در تبريز بودم، به طور مرتب در جلسات هفتگي انجمن ادبي شهريار، و ديگر انجمنها شركت مي كردم و اشعارم را مي خواندم و گاهي نيز مورد تشويق برخي از اساتيد واقع مي شدم و از آرا و انديشه هاي آنها همواره راه مي جستم كه بايد از استادان بزرگوارم در اين وادي نيز ياد كنم كه هر يك زماني ماه مجلس بودند. از آن ميان نام و ياد استاد دكتر پديده (ره) و استاد يحيي شيدا و استاد محمد عابد را هميشه در خاطر دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 22:46  توسط یکی از دوستان  |